ترجمه "penser" به فارسی
فکر کردن, اندیشیدن, فِکر کَردَن بهترین ترجمه های "penser" به فارسی هستند.
penser
verb
دستور زبان
Avoir à l'esprit, comme sujet de ses pensées. [..]
-
فکر کردن
verbJe pensais que tu aimais apprendre de nouvelles choses.
فکر کردم دوست داری چیز های تازه یاد بگیری.
-
اندیشیدن
verbL'humanisme est une façon de penser et de vivre qui met l'accent sur le pouvoir des êtres humains.
انسانیت راه اندیشیدن و زندگی کردنی است که بر نیروی انسان تاکید دارد.
-
فِکر کَردَن
-
ترجمه های کمتر
- گمان کردن
- اظهار نظر کردن
- تصمیم
- تصور کردن
- حدس زدن
- شمردن
- فرض کردن
- محرم ساختن
- مستغرق شدن در
- پنداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "penser"
عباراتی شبیه به "penser" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ تفکر اقتصادی
-
فکر میکنم
-
به یاد داشتن
-
systems thinking
-
مکاتب اقتصادی
-
اندیشه آزاد
-
احساس · استدلال · اندیشه · با شعور · بنفشه سه رنگ · بنفشه سهرنگ · بنفشه فرنگی · بنفشههای حقیقی · تامل · ترغیب · تشویق · تعقل · تفهم · تفکر · تمایل · جنس بنفشه · خواهر · خیال · دختر · شلوار کوتاه · عاطفه · عقیده دینی · غرق در افکار · غور · فِکر · فکر · قسم · متفکر · نشخوار · نظر · ویولا · گمان
-
خوراک · غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن