ترجمه "performance" به فارسی

هنر اجرا, اجرا, پرفورمانس بهترین ترجمه های "performance" به فارسی هستند.

performance noun feminine دستور زبان

performance (film) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنر اجرا

    noun feminine

    médium artistique présenté à un auditoire

  • اجرا

    noun feminine

    Mais pour moi, la poésie n'est pas qu'un art et une performance.

    اما شعر برای من هنر و اجرا نیست.

  • پرفورمانس

    پرفورمانس درهنرتیاتر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " performance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "performance" با ترجمه به فارسی

  • بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
  • شاخص کلیدی عملکرد
  • بازده توليد مثلي · بهرهدهی تولید مثلی · بهرهدهی جفتگيري · بهرهدهی زادگيري · توانايي توليد مثلي · ظرفيت توليد مثلي · كارايي توليد مثلي · نرخ آبستني · نرخ برهزايي · نرخ بزغالهزايي · نرخ خوكزايي · نرخ گوسالهزايي
  • کارآیی
  • آزمودن کارایی · آزمون عملكرد
  • اندازه تولههای همزاد · بهرهدهي تولههای همزاد
  • عملکرد شغلي · کارایی شغلی · کارایی كارگر
  • عمر مفيد · عملكرد تجهيزات · پايايي تجهيزات · کارایی تجهیزات
اضافه کردن

ترجمه های "performance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه