ترجمه "petit" به فارسی

کوچک, كوچِک, خرد بهترین ترجمه های "petit" به فارسی هستند.

petit adjective noun masculine دستور زبان

de taille réduite [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوچک

    adjective

    Mon frère aîné vit dans un petit village.

    برادرم در یک روستای کوچک زندگی می کند.

  • كوچِک

    adjective

    De taille réduite [..]

  • خرد

    adjective

    Pourtant, la vie dans la mer pourrait dépendre de ces petites créatures.

    هنوز زندگی در این دریا شاید بستگی به این موجودات خرد دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • که
    • برنا
    • توله
    • جوان
    • اولاد
    • زادو ولد
    • فرزند
    • كوچك
    • لاغر
    • کُره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " petit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Petit proper
+ اضافه کردن

"Petit" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Petit در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "petit"

عباراتی شبیه به "petit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "petit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه