ترجمه "phase" به فارسی

فاز, مرحله بهترین ترجمه های "phase" به فارسی هستند.

phase noun feminine دستور زبان

(garder, perdre) contenance

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاز

    notion de thermodynamique

    Nous l'avons lancé en phase de test le mois dernier et c'est en train de décoller.

    ما هم در یک فاز آزمایشی ماه قبل اون رو منتشر کردیم، و این داشت اوج میگرفت.

  • مرحله

    noun

    La deuxième phase de l'entrainement est la plus risquée.

    مرحله دوم تمرینات واسه تو بیشتر از همه خطرناکه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " phase " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Phase

Phase (électricité)

+ اضافه کردن

"Phase" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Phase در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "phase" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "phase" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه