ترجمه "phosphate" به فارسی
فسفات, فسفاتها بهترین ترجمه های "phosphate" به فارسی هستند.
phosphate
noun
masculine
دستور زبان
-
فسفات
nounanion
Son corps a été submergé par un excès de phosphates, de potassium, d'acides, plein de merdes cancéreuses.
، با افزايش فسفات ، پتاسيم و اسيدها بدنش پر شده از آتو آشغالاي سرطاني
-
فسفاتها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phosphate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "phosphate" با ترجمه به فارسی
-
تریسدیم فسفات · سدیم فسفات
-
فسفاتهای قندی
-
لیتیم آهن فسفات
-
دیکلسیم فسفات
-
گلیسرآلدئید 3 فسفات دهیدروژناز
-
پیریدوکسال فسفات
-
آمونیوم فسفات
-
مسیر پنتوز فسفات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن