ترجمه "phosphorylation" به فارسی
فسفرگیری, فسفریلدارشدن, فسفريلدارشدن اکسايشى بهترین ترجمه های "phosphorylation" به فارسی هستند.
phosphorylation
noun
feminine
-
فسفرگیری
noun -
فسفریلدارشدن
noun feminine -
فسفريلدارشدن اکسايشى
noun feminine -
فسفريلدارشدن نوري
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " phosphorylation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "phosphorylation" با ترجمه به فارسی
-
فسفرگیری اکسایشی
-
فسفريلدارشدن اکسايشى · فسفريلدارشدن نوري · فسفريلدارشدن(کردن) اکسايشى · فسفریلدارشدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن