ترجمه "physionomie" به فارسی
چهره, رخ, رخسار بهترین ترجمه های "physionomie" به فارسی هستند.
physionomie
noun
feminine
دستور زبان
traits (ex: du visage)
-
چهره
noun feminineComment peut- on manifester de la chaleur par les jeux de physionomie?
چگونه میتوان گرمی را در حالت چهره نشان داد؟
-
رخ
noun -
رخسار
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- روی
- سیما
- صورت
- قیافه
- لقا
- لیوان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " physionomie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن