ترجمه "pie" به فارسی
زاغ, ابلق, زاغی بهترین ترجمه های "pie" به فارسی هستند.
pie
noun
feminine
دستور زبان
Oiseau
-
زاغ
nounet ça a été récemment montré chez la pie.
و اخیرا در زاغ هم نشان داده شده است.
-
ابلق
adjectiverobe d'animal comprenant une couleur et du blanc
-
زاغی
noungrands oiseaux au plumage noir et blanc
-
ترجمه های کمتر
- ابلک
- خال خالی
- رنگارنگ
- قشر
- قلمکار
- پیسه
- کلاچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pie
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pie" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pie"
عباراتی شبیه به "pie" با ترجمه به فارسی
-
سنگچشم خاکستری بزرگ
-
سنگچشم پیشانیسفید
-
سنگچشم پشتسرخ
-
سنگچشم خاکستری کوچک
-
سنگچشم دمگاه حنایی
-
زاغی ایبریایی
-
باکلان ابلق کوچک
-
زاغی نوکسیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن