ترجمه "pigeon" به فارسی
کبوتر, کبوترها, کفتر بهترین ترجمه های "pigeon" به فارسی هستند.
pigeon
noun
masculine
دستور زبان
Oiseau [..]
-
کبوتر
nounOiseau de la famille des Columbidés [..]
Oublie les pigeons voyageurs ou que sais-je encore.
بهتره کبوتر نامه بر يا هر چيزي که انسان هاي اوليه استفاده ميکنن رو بذاري کنار.
-
کبوترها
Peter m'a dit de vous dire, si jamais je vous croisais, qu'il est parti rendre les pigeons.
پيتر گفت اگه ديدمت بگم که اون داره کبوترها رو برميگردونه
-
کفتر
nounC'est du pigeon aux truffes.
این کفتر با قارچ دنبلان ـه
-
ترجمه های کمتر
- فاخته
- ابله
- احمق
- جوجه
- زود باور
- ساده لوح
- سپاروک
- فریب خورده
- قمری
- كبوتر
- محبوبه
- مرغ نوروزی
- کالوج
- کنده
- گول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pigeon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pigeon"
عباراتی شبیه به "pigeon" با ترجمه به فارسی
-
کبوتر چوبی بونین
-
سپاروک · محبوبه · کالوج · کبوتر · کفتر
-
کبوتر سرسفید
-
کبوتر کاکلسفید
-
کبوتر صورتی
-
کبوتر چاهی
-
کبوتر نقرهای
-
کبوتر کوهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن