ترجمه "pile" به فارسی
باتری, پیل, اطاقک بهترین ترجمه های "pile" به فارسی هستند.
pile
noun
adverb
feminine
دستور زبان
Superposition verticale d’objets [..]
-
باتری
nounSérie d'une ou de plusieurs cellules connectées ensemble et contenant chacune l'essentiel pour produire de l'électricité voltaïque.
Cela vous laissera seulement deux piles non testées.
الان فقط دو باتری امتحان نشده باقی مانده است.
-
پیل
nounDifférentes sortes d’appareils produisant un courant électrique|2
-
اطاقک
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- توده
- ستون
- پشته
- کوت
- کپه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pile
-
پشته
Je suis ici pour vérifier votre pile de données.
من اينجام که پايگاه داده پشته رو بررسي کنم
تصاویر با "pile"
عباراتی شبیه به "pile" با ترجمه به فارسی
-
باتری آلکالاین
-
پیل سوختی
-
پوره سیبزمینی
-
شیر یا خط
-
سرریز پشته
-
باتری لیتیمی
-
باتری نه ولتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن