ترجمه "pince" به فارسی
انبردست, انبر, منگنه بهترین ترجمه های "pince" به فارسی هستند.
pince
noun
verb
feminine
دستور زبان
Outil ou instrument comportant deux mâchoires au bout de branches croisées ou liées à l’autre extrémité. [..]
-
انبردست
nounoutil avec deux jambes, qui fixé ou qui modifie une pièce
Ils ont utilisé une pince pour arracher ses ongles.
آنها با استفاده از انبردست ناخنهای او را کشیدند.
-
انبر
noun feminineDois-je chercher la pince?
بايد با انبر درش بيارم ؟
-
منگنه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- ناخن
- چنگال
- گاز انبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pince " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pince" با ترجمه به فارسی
-
گوش خیزک
-
انبر · انبردست · دست بند
-
دیلم
-
گیره رخت
-
سیمچین
-
سنجاق کراوات
-
قیچی سیمبر
-
دمبوره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن