ترجمه "pion" به فارسی
سرباز, پیاده, پیون بهترین ترجمه های "pion" به فارسی هستند.
pion
noun
masculine
دستور زبان
Pièce de jeu d’échecs. [..]
-
سرباز
nounpièce du jeu d'échecs [..]
Un humble pion, qui peut sonner le glas de royaumes.
يه سرباز پياده ميتونه تخت پادشاهي رو به زير بکشه.
-
پیاده
noun masculine -
پیون
particule
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pion"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن