ترجمه "pister" به فارسی
دنبال کردن ترجمه "pister" به فارسی است.
pister
verb
دستور زبان
-
دنبال کردن
verbJe suivais une piste dans le Village dans une affaire de vol.
من داشتم يه سرنخ رو درباره ي يه ، دستبرد دنبال ميکردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pister " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pister" با ترجمه به فارسی
-
دیترویت پیستونز
-
اسکیتباز سرعت
-
صحنه رقص
-
بوق · شیپور · صدای شیپور · کورنت
-
آهنگ · خیابان · دنباله · دور مسابقه · راه · راه مفر · شیار · مالرو · مسیر · مسیر مسابقه · میدان فرودگاه · پی · پیست (اسکی، دوچرخه سواری و ...) · کوچه باغ
-
باند فرودگاه
-
اسکیت سرعت مسیر کوتاه
-
باند فرودگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن