ترجمه "plaindre" به فارسی

تقبیح کردن, تهمت زدن, شکایت کردن بهترین ترجمه های "plaindre" به فارسی هستند.

plaindre verb دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • تقبیح کردن

    verb
  • تهمت زدن

    verb
  • شکایت کردن

    verb

    Le juge a fait sceller les dossiers après que des amis de l'Église se sont plaints.

    ولی بعد اینکه دوستان کلیسا شکایت کردن قاضی دستور داد اسناد پرونده محرمانه بشه

  • ترجمه های کمتر

    • متهم کردن
    • مقصر قلمداد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaindre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "plaindre" با ترجمه به فارسی

  • نالیدن
  • شکایت کردن
  • اتهام · ادعا · اظهار · تهمت · شکایت
  • اتهام · ادعا · اظهار · تهمت · شکایت
  • نالیدن
  • اتهام · ادعا · اظهار · تهمت · شکایت
اضافه کردن

ترجمه های "plaindre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه