ترجمه "plancher" به فارسی
کفپوش, کفها, ذائقه بهترین ترجمه های "plancher" به فارسی هستند.
plancher
verb
noun
masculine
دستور زبان
Fond ou partie la plus basse d'une pièce; superficie de support d'une pièce.
-
کفپوش
Vous les cachez sous le plancher, n'est-ce pas?
شما به اونا رو زير کفپوش خونتون پنهان کردين ، درسته ؟
-
کفها
noun masculine -
ذائقه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سق
- سقف دهان
- عبادت کردن
- كف
- کام
- کفها (در ساختمان)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plancher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plancher"
عباراتی شبیه به "plancher" با ترجمه به فارسی
-
اسنوبرد
-
تخته آشپزخانه
-
تخته آشپزخانه
-
آبیاری نواری
-
دال بتنی
-
قیمتهای حداقل
-
اسکیتبورد · تختهاسکیت
-
دستور اخراج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن