ترجمه "planter" به فارسی
نشاندن, کاشتن بهترین ترجمه های "planter" به فارسی هستند.
planter
verb
دستور زبان
Fixer une plante en terre pour qu’elle prenne racine [..]
-
نشاندن
فعل -
کاشتن
verbIls ont planté une graine sur sa tombe.
اونا یه دانه روی قبرش کاشتن They'd planted a seed over his grave.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " planter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "planter"
عباراتی شبیه به "planter" با ترجمه به فارسی
-
گیاهان پرچینی
-
ارگوت (بيماري گياهي)
-
گیاه انگل
-
گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
-
كشتهاي مخلوط · گیاهان همراه
-
درمان زیستی · درمان گياهي · درمان گياهي (محيط زيست) · زيستجذبي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن