ترجمه "pleuvoir" به فارسی
باریدن, باران آمدن, باران بهترین ترجمه های "pleuvoir" به فارسی هستند.
pleuvoir
verb
دستور زبان
Tomber du ciel, en parlant de l'eau météorique. [..]
-
باریدن
verbS'ils la connaissaient, des chants de prière pleuvraient des nuages de leurs yeux, clarifiant la vision, baignant le cœur.
اگر او را میشناختند، ترانههای ستایش از ابرهای چشمشان باریدن میگرفت، تا منظره را پاک کند، و قلب را بشوید.
-
باران آمدن
verb -
باران
nounLe match sera maintenu même s'il pleut.
آن بازی برگزار خواهد شد، حتی اگر باران ببارد.
-
ترجمه های کمتر
- باران میآید
- باران میبارد
- بارش
- بارندگی
- ناچیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pleuvoir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pleuvoir"
عباراتی شبیه به "pleuvoir" با ترجمه به فارسی
-
باریدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن