ترجمه "pluie" به فارسی
باران, bårån, بارون بهترین ترجمه های "pluie" به فارسی هستند.
pluie
noun
feminine
دستور زبان
pluie (de la saison des pluies) [..]
-
باران
nounقطرههای آب مایعی که از جو بر زمین میبارد [..]
Nous avons beaucoup aimé la pluie de la nuit passée dans le parc.
نم نم باران مستمر دیشب برای ما در پارک بسیار خوشایند بود.
-
bårån
noun feminine -
بارون
noun feminineMais quand la pluie s'est arrêtée, les gens sont allés voter.
اما وقتی بارون قطع شد، مردم رفتن تا رای بدن.
-
ترجمه های کمتر
- دوش
- بارش
- بارش يخبرف
- بارندگی
- ريزش باران
- ناچیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pluie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pluie
Pluie (film, 1932)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pluie" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pluie در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pluie"
عباراتی شبیه به "pluie" با ترجمه به فارسی
-
الگوهاي ريزش باران
-
بارش جانوران
-
باران القايي · باران دستساخت · بارش مصنوعی · بارورسازي ابر
-
استحصال آب
-
قطرۀ باربن
-
آلبیزیا سامان · ديگميمون · سامانئا سامان · پيتهسلوبيوم سامان
-
باران اسيدي · باران اسیدی · بارش اسيدي · تنکمه اسيدي · رسوب اسید · مه اسيدي · مهدود
-
آب باران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن