ترجمه "point" به فارسی

نقطه, پوینت, اثر بهترین ترجمه های "point" به فارسی هستند.

point verb noun adverb masculine دستور زبان

Position dans un système de référence. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    objet fondamental de la géométrie : lieu au sein duquel on ne peut distinguer aucun autre lieu que lui-même [..]

    Tous les points sur terre sont aussi loin des cieux.

    تمامی نقاط روی زمین از آسمان یک فاصله دارند.

  • پوینت

    unité de longueur

    Ni dans la petite communauté de Point Reyes Station

    مخصوصا در شهر کوچکی مثل پوینت ریز استیشن در کالیفرنیا.

  • اثر

    noun

    La nourriture est le point où nos efforts collectifs ont le plus d'influence.

    غذا نکته ای است که تلاش های کلی ما می توانند بزرگترین اثر ها را بگذارند.

  • ترجمه های کمتر

    • اغاز
    • باریک شدن
    • تقریر
    • خال
    • رگه
    • عنصر
    • لکه کوچک
    • منطقه
    • مولفه
    • مکان
    • نتیجه
    • نقطه (الفبای لاتین)
    • نقطه اتکا
    • پنده
    • پوان
    • کوک
    • یگانگی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " point " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Point

Point (.)

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقطه

    noun

    Tous les points sur terre sont aussi loin des cieux.

    تمامی نقاط روی زمین از آسمان یک فاصله دارند.

تصاویر با "point"

عباراتی شبیه به "point" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "point" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه