ترجمه "pont" به فارسی
پل, عرشه, pol بهترین ترجمه های "pont" به فارسی هستند.
pont
noun
masculine
دستور زبان
Construction pour traverser (1) [..]
-
پل
nounسازه ای است فلزی، بتنی و یا با مصالح ساختمانی برای عبور راه، راهآهن و یا پیاده، از روی آب و یا مسیر راهی دیگر [..]
Sa maison est de l'autre côté du pont.
خانه او آن طرف پل است.
-
عرشه
partie d'un navire
Et sur les ponts, ils avaient de fabuleuses activités récréatives.
و بر روی عرشه، آنها سرگرمی های جالبی داشتند.
-
pol
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- آراستن
- آرایش کردن
- اتصال دادن
- پل ساختن
- پل مغز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pont " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pont
-
پل
properSa maison est de l'autre côté du pont.
خانه او آن طرف پل است.
تصاویر با "pont"
عباراتی شبیه به "pont" با ترجمه به فارسی
-
پل معلق
-
پل معلق کابلی
-
پل هوایی
-
پل معلق
-
پیوند دیسولفیدی
-
پل خرپایی
-
تجهیزات ماهیگیری عرشهای
-
تجهیزات ماهیگیری عرشهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن