ترجمه "port" به فارسی

بندر, لنگرگاه, درگاه بهترین ترجمه های "port" به فارسی هستند.

port noun masculine دستور زبان

Zone maritime proche de la côte, souvent entourée par des murs épais, qui sert d'abris aux bateaux.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    infrastructure destinée à accueillir des bateaux et navires [..]

    Le bateau a été déchargé au port.

    آن کشتی در بندر تخلیه شده بود.

  • لنگرگاه

    noun masculine

    Je vais aller parler au patron du port.

    بهتره يه دوري اينجا بزنيم ، ميخوام با سرپرست اين لنگرگاه صحبت کنم

  • درگاه

    noun

    porte d'entrée-sortie de communication du système d'exploitation d'un ordinateur

    Cette station est devenue le port le plus vital dans la Ceinture.

    این ایستگاه تبدیل شده به حیاتی ترین درگاه کمربندی

  • ترجمه های کمتر

    • بندرگاه
    • بندرگاهها
    • سمت چپ
    • langargâh
    • بندرها
    • دریچه
    • شهر ساحلی
    • واحه
    • پناهگاه
    • پوشاک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " port " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "port"

عباراتی شبیه به "port" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "port" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه