ترجمه "portrait" به فارسی
چهرهنگاری, تصویر, عمودی بهترین ترجمه های "portrait" به فارسی هستند.
portrait
noun
masculine
دستور زبان
Représentation d'une personne, par exemple par une peinture ou une photographie.
-
چهرهنگاری
nounreprésentation artistique des personnes
-
تصویر
noun masculineAlors j'ai pris quatre portraits de gens du Bosquet.
بعد من چند تا تصویر از مردم Le Bosquet گرفتم.
-
عمودی
-
ترجمه های کمتر
- نقاشی
- پرتره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " portrait " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "portrait"
عباراتی شبیه به "portrait" با ترجمه به فارسی
-
تمایل عمودی
-
چهره نگاری
-
چهرهنگاری مینیاتور
-
عکاسی پرتره
-
نگارگری صورت
-
'kas · 'ks brdar
-
چهره نگاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن