ترجمه "position" به فارسی
اجازه نامه, تثبیت موقعیت, تعیین جا بهترین ترجمه های "position" به فارسی هستند.
position
noun
feminine
دستور زبان
position (angle, degrés) [..]
-
اجازه نامه
noun feminine -
تثبیت موقعیت
noun feminine -
تعیین جا
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- تعیین محل
- جا
- جنبه فکری
- حال
- حالت
- خوابگاه کشتی
- محل
- محل نصب
- مناظر و مرایا
- مکان
- وضع
- وضعیت
- پروانه
- چشم انداز
- یادداشت مختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " position " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Position
-
پستهای بسکتبال
تصاویر با "position"
عباراتی شبیه به "position" با ترجمه به فارسی
-
چمباتمه
-
نجوم کروی
-
آمیزش جنسی · روشهای آمیزش جنسی
-
محل
-
روش نابجایی
-
حالت سگی
-
آمیزش جنسی رو در رو
-
بردار مکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن