ترجمه "possible" به فارسی
شدنی, ممكن, ممکن بهترین ترجمه های "possible" به فارسی هستند.
possible
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Qui peut arriver mais n'est pas certain.
-
شدنی
adjective masculineNotre but est de repousser les limites du possible des vols autonomes.
هدفشان آن است مرزهای آنچه توسط پرواز مستقل انجام شدنی است را گسترده ترکنند.
-
ممكن
adjective masculineC'est impossible en théorie, mais possible dans la pratique.
چيزي كه در تئوري غير ممكن باشد در عمل ممكن است.
-
ممکن
adjectiveFais-le aussi épicé que possible.
تا جائی که ممکن است به آن ادویه بزنید.
-
ترجمه های کمتر
- امکان
- امکان پذیر
- ذخیره ای
- قابل دوام
- میسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " possible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "possible" با ترجمه به فارسی
-
هرچه زودتر
-
هرچه زودتر
-
تا جای امکان · حتیالامکان
-
تا جای امکان · حتیالامکان
-
تا جای امکان · حتیالامکان
-
در بهترين حالت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن