ترجمه "poudre" به فارسی
پودر, باروت, بارود بهترین ترجمه های "poudre" به فارسی هستند.
poudre
noun
feminine
دستور زبان
-
پودر
nounétat fractionné de la matière
Elle m'a donné autre chose, de la poudre.
يه چيز ديگه بهم داد ، يه جور پودر.
-
باروت
noun masculineFabriquer de la poudre et être prudent sont de bons compagnons.
باروت ساختن و مراقب بودن ، دوتا همبستر خوب هستند.
-
بارود
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- پودرها
- گرد
- کرم پودر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " poudre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "poudre"
عباراتی شبیه به "poudre" با ترجمه به فارسی
-
خميرهاي ترش · عوامل ورآوری · ورآور شیمیایی
-
باروت بیدود
-
باروت · بارود · پودر · گرد
-
شير پودرشده · شيرخشكشده · شیرخشک · پودر شير
-
متالورژی پودر
-
شير پودرشده · شيرخشكشده · شیرخشک · پودر شير · پودر شیر
-
پودر کاکائو
-
pvdr kakayv
اضافه کردن مثال
اضافه کردن