ترجمه "pour" به فارسی
برای, از, از قرار بهترین ترجمه های "pour" به فارسی هستند.
la raison est que... [..]
-
برای
nounHier j'ai acheté un chien. Malheureusement ma tante l'a cuisiné pour le diner.
دیروز من یک سگ خریدم. متاسفانه عمه ام آن را برای ناهار پخت.
-
از
adpositionCe gâteau a pour moi un goût trop sucré.
این کیک برای من بیش از اندازه شیرین است.
-
از قرار
nounManifestement, elle confectionnait quantité de vêtements pour les veuves indigentes et pour d’autres, ce qui lui valait toute leur affection.
از قرار معلوم، برای بسیاری از بیوهها و دیگران لباس دوخته بود، به همین دلیل او را بسیار دوست میداشتند.
-
ترجمه های کمتر
- بنابر
- به
- به قرار
- به منظور
- تا
- در
- دم
- سرتاسر
- نزدیک
- پهلوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pour " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pour (fleuve)
"Pour" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pour در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pour" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
درختان الواری
-
برنامه محيط زيست ملل متحد · برنامه محیط زیست سازمان ملل · برنامه محیط زیست ملل متحد
-
یونیدو