ترجمه "prêt" به فارسی
قرض, وام, آماده بهترین ترجمه های "prêt" به فارسی هستند.
prêt
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Préparé pour un usage ou une action immédiat.
-
قرض
nounQue ce n'était qu'un prêt pour un voyage.
که فقط يه قرض بوده براي مسافرت ؟
-
وام
noun masculineMa plus grande erreur a été de signer l'application pour l'extension des accords de prêt, fin février.
بزرگترین اشتباه امضایِ برنامهای برای تمدید قرارداد وام بود در اواخر فوریه.
-
آماده
adjective masculineSi tu n'es pas prête pour ça, qu'est ce que tu fais là?
اگه براش آماده نيستي پس اينجا چي کار ميکني ؟
-
ترجمه های کمتر
- تمام
- خرسند
- خشنود
- رو به راه
- عاریه
- قرضه
- واژه بیگانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prêt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prêt" با ترجمه به فارسی
-
وامهای عمومی
-
وام دانشجویی
-
بجای خود،آماده، حرکت
-
خود را آماده نگه داشتن
-
آماده · خرسند · خشنود · رو به راه
-
وامها
-
وامهای خصوصی
-
بجای خود،آماده، حرکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن