ترجمه "prêter" به فارسی

ایستادگی کردن, جلو آمدن, عاریه بهترین ترجمه های "prêter" به فارسی هستند.

prêter verb دستور زبان

Mettre un objet ou une ressource à la disposition de quelqu'un d'autre, à la condition de récupérer la même chose ou son équivalent plus tard. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستادگی کردن

    verb
  • جلو آمدن

    verb
  • عاریه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قرض
    • قرض دادن
    • قرض کردن
    • قرضه
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • وام
    • وام دادن
    • واژه بیگانه
    • وفا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prêter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prêter" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prêter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه