ترجمه "preuve" به فارسی
گواه, اثبات, ادله اثبات دعوی بهترین ترجمه های "preuve" به فارسی هستند.
preuve
noun
feminine
دستور زبان
Ce qui établit la vérité d’une proposition ou d’un fait. [..]
-
گواه
noun feminineSerait- ce le cas de certaines affirmations pour lesquelles on manque de preuves matérielles extrabibliques ?
آیا ممکن است که این موضوع در مورد برخی از گفتههای کتاب مقدس نیز که برای آن گواه عینی مستقلی وجود ندارد، صدق کند؟
-
اثبات
noun feminineAlors, c’est au contradicteur de fournir les preuves de ce qu’il prétend être la vérité.
سپس بارِ اثبات بر دوش طرف مقابل است تا از آنچه ادعا میکند حقیقت است، پشتیبانی کند.
-
ادله اثبات دعوی
concept juridique
-
ترجمه های کمتر
- ارائه
- اعتبار
- تایید
- تحقق
- تمرین
- تنفیذ
- روش اثبات
- صحت
- مدرك
- منظر
- نمایش
- گواهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " preuve " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "preuve" با ترجمه به فارسی
-
بار اثبات
-
شاهد مثال
-
شواهد تجربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن