ترجمه "primordial" به فارسی
اصل نخستین, اولیه, باستانی بهترین ترجمه های "primordial" به فارسی هستند.
primordial
adjective
masculine
دستور زبان
-
اصل نخستین
adjective -
اولیه
adjectiveTout autour de nous, flottant maladroitement dans son bouillon de culture primordial, se trouve un autre réplicateur.
همه جا اطراف ما، هنوز ناشیانه در سوپ اولیه فرهنگ این سو و آنسو میرود، یک بازتولیدگر دیگر هست.
-
باستانی
adjective
-
ترجمه های کمتر
- برتر
- برترین
- برجسته
- بسیار قدیمی
- خاستگاهی
- دارای مزیت
- غالب
- فائق
- پیشین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " primordial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "primordial" با ترجمه به فارسی
-
سیاهچاله های نخستین
-
هسته دیرینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن