ترجمه "prise" به فارسی

پریز, حفره, قبضه شمشیر بهترین ترجمه های "prise" به فارسی هستند.

prise verb noun feminine دستور زبان

prise (escalade) [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • پریز

    noun feminine

    Et la prise doit être assez intelligente pour le faire.

    و نیاز است که پریز نیز به اندازه کافی برای این کار هوشمند باشد.

  • حفره

    noun feminine

    Un instant après avoir pris moi du puits sans fond.

    دقایقی پس از آن که مرا از حفره بی انتها بیرون آوردند.

  • قبضه شمشیر

    noun feminine
  • نمونه

    noun feminine

    Je dois prendre ton sang et découvrir ce qu'il s'est passé.

    بايد ازت نمونه خون بگيرم بفهميم چه اتفاقي افتاده.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "prise"

عباراتی شبیه به "prise" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "prise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه