ترجمه "prison" به فارسی
زندان, بندخانه, بندی خانه بهترین ترجمه های "prison" به فارسی هستند.
prison
noun
feminine
دستور زبان
Un lieu dans lequel des individus ont une liberté personnelle restreinte. [..]
-
زندان
nounمکانی که در آن افراد محدود میشوند
Ton rôle dans ce film te conduira en prison.
داستانت توي اين فيلم ، با زندان رفتنت به پايان ميرسه.
-
بندخانه
|Bandkhâna| (Dari)
-
بندی خانه
اسم|Bandikhâna| Dari
-
ترجمه های کمتر
- بندیخانه
- حبس
- در زندان نهادن
- محبس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prison " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "prison" با ترجمه به فارسی
-
سلول زندان
-
فرار از زندان
-
مأمور بازداشتگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن