ترجمه "procès" به فارسی
محاکمه, فرآیند, پروسه بهترین ترجمه های "procès" به فارسی هستند.
procès
noun
masculine
دستور زبان
-
محاکمه
nouninstance devant un juge
Le procès aura bientôt lieu, pourtant, impossible de vous joindre.
محاکمه ي من بزودي برگزار ميشه و من نميتونم بهش برسم.
-
فرآیند
noun -
پروسه
nounEn juillet, après un procès éclair,
در ماه جولاي بعد از يك پروسه عجيب كوتاه و جذاب
-
ترجمه های کمتر
- آزمایش
- استفاده آزمایشی
- محنت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " procès " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "procès" با ترجمه به فارسی
-
اقدامات · خلاصه مذاکرات · صورت جلسه · معاملات
-
دادگاه نورنبرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن