ترجمه "processus" به فارسی
روند, فرآیند, فرآیند بهترین ترجمه های "processus" به فارسی هستند.
processus
noun
masculine
دستور زبان
Série d'évènements permettant de produire un résultat.
-
روند
Nounتناوب انجام کار
Mais ce processus d’émancipation commence des années avant que votre enfant n’atteigne l’âge adulte.
اما طبعاً روند استقلال در ذهن فرزند شما سالها پیش از پختگی و بلوغ او آغاز میشود.
-
فرآیند
Noun nounprogramme en cours d'exécution par un ordinateur
Ce n'est pas un événement, c'est un processus.
این یک کار لحظهای نیست، یک فرآیند است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " processus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Processus
-
فرآیند
nounCe n'est pas un événement, c'est un processus.
این یک کار لحظهای نیست، یک فرآیند است.
عباراتی شبیه به "processus" با ترجمه به فارسی
-
بیماریزایی · سير بيماري · پاتوژنز
-
فرآیند همحجم
-
فرایند ایستا
-
فشردهسازی (فرايند)
-
زائده خنجری
-
بازمهندسی فرآیند کسب و کار
-
شناسه فرایند
-
بيماريهاي مزمن · سیر مزمن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن