ترجمه "prochain" به فارسی

دیگر, آینده, سپس بهترین ترجمه های "prochain" به فارسی هستند.

prochain adjective noun masculine دستور زبان

Qui suit dans une séquence.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیگر

    adverb
  • آینده

    adjective

    Les marchandises ne pourront être achetées que le week-end prochain.

    آن کالاها فقط در آخرهفتهی آینده قابلخریدن خواهند بود.

  • سپس

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • پس از این
    • بعد
    • بعدی
    • خلفی
    • روى دهنده
    • زودآينده
    • قريب الوقوع
    • لاحق
    • مابعد
    • متعاقب
    • مجاور
    • همجوار
    • همسایه
    • کنار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prochain " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "prochain" با ترجمه به فارسی

  • بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
اضافه کردن

ترجمه های "prochain" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه