ترجمه "procureur" به فارسی

دادستان, تعقیب قانونی بهترین ترجمه های "procureur" به فارسی هستند.

procureur noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • دادستان

    représentant suprême de la poursuite.

    Le procureur a trouvé des preuves de détournement de fonds.

    دادستان شما رو به جرم اختلاس متهم کرده.

  • تعقیب قانونی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " procureur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "procureur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه