ترجمه "profil" به فارسی
شناسينه, ماهیواره, نمایه بهترین ترجمه های "profil" به فارسی هستند.
profil
noun
masculine
دستور زبان
Éléments essentiels ou caractéristiques de quelque chose ou de quelqu'un. [..]
-
شناسينه
noun masculineÉléments essentiels ou caractéristiques de quelque chose ou de quelqu'un.
-
ماهیواره
contour d'un élément aérodynamique dans un fluide en mouvement relatif
-
نمایه
nounet je l'ai modelé jusqu'à ce que j'ai les bons profils.
و ردش کردم رفت تا بالاخره، میدونید، به نمایه درست رسیدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Profil
-
نمایه
nounet je l'ai modelé jusqu'à ce que j'ai les bons profils.
و ردش کردم رفت تا بالاخره، میدونید، به نمایه درست رسیدم.
تصاویر با "profil"
عباراتی شبیه به "profil" با ترجمه به فارسی
-
اس.دی.آی · انتشار گزينشي اطلاعات · نیمرخهای اطلاعات
-
نمایه رنگ
-
آب خاک
-
نیمرخهای خاک
-
سوخت و ساز · متابولیسم · نيمرخ متابوليك
-
آج
-
نمایه کاربر
-
نیمرخهای خاک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن