ترجمه "profond" به فارسی
عمیق, ژرف, خندق بهترین ترجمه های "profond" به فارسی هستند.
profond
adjective
noun
masculine
دستور زبان
De grande profondeur [..]
-
عمیق
adjectiveEt c'est une explosion très profonde de croissance exponentielle.
و آن یک انفجار بسیار عمیق در رشد نمایی است.
-
ژرف
adjectiveElle les touche au plus profond, au cœur, et fait s’effondrer les barrières dressées par l’homme.
تأثیر آن بسیار ژرف است و به اعماق دل انسان رسوخ میکند و موانع تفرقهافکنانهای را که انسانها به وجود آوردهاند از میان برمیدارد.
-
خندق
noun
-
ترجمه های کمتر
- سنگر
- چال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " profond " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "profond" با ترجمه به فارسی
-
ترومبوز سیاهرگی عمقی
-
خاکورزی عمیق · شخم عمیق · كشت و زرع عميق
-
زهكشي زيرزميني · زهكشي لولهاي · زهكشی لولهاي · زهکشی زیرسطحی
-
دامپروری با بستر عمیق
-
برنج سیلابی
-
زمینه ژرف هابل
-
زمینه فراژرف هابل
-
دامپروری با بستر عمیق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن