ترجمه "programmation" به فارسی
برنامهنویسی, برنامه, برنامه نویسی بهترین ترجمه های "programmation" به فارسی هستند.
programmation
noun
feminine
دستور زبان
-
برنامهنویسی
noundiscipline de l'informatique
J'ai dû tout apprendre tout seul : la vente, le marketing, la stratégie et même un peu de programmation.
مجبور بودم همه چیز در مورد فروش، بازاریابی، استراتژی، و حتی اندکی از برنامهنویسی را خودم یاد بگیرم.
-
برنامه
noun feminineOh, et vous avez exécuté cette programmation magnifiquement.
و تو اين برنامه رو به شکل زيبايي انجام دادي.
-
برنامه نویسی
noun feminineJe faisais partie du petit pourcentage d'étudiants avec une formation en programmation informatique.
من جزو درصد کمی از دانشجوها بودم که سابقهای در برنامه نویسی داشتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " programmation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "programmation" با ترجمه به فارسی
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · روشهای بهینهسازی
-
برنامهنویسی رویدادمحور
-
زبان برنامه ریزی · زبان برنامه نویسی · زبان برنامهنویسی · زبان ماشین · زبانهای برنامهنویسی
-
اصطلاح برنامهنویسی
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · روشهای بهینهسازی
-
برنامهنویسی جنبهگرا
-
رابط برنامه کاربردی
-
برنامهریزی خطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن