ترجمه "programmer" به فارسی
بخشنامه صادرکردن, برنامه تهیه کردن, برنامه نوشتن بهترین ترجمه های "programmer" به فارسی هستند.
programmer
verb
دستور زبان
Écrire, développer un programme informatique
-
بخشنامه صادرکردن
verb -
برنامه تهیه کردن
verb -
برنامه نوشتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " programmer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "programmer" با ترجمه به فارسی
-
برنامه محيط زيست ملل متحد · برنامه محیط زیست سازمان ملل · برنامه محیط زیست ملل متحد
-
برنامه اشتراک گذاری پرونده
-
برنامه شوخی
-
سرفصل درسی
-
کنترل پایداری الکترونیکی
-
نظریههای توطئه فرود بر ماه
-
برنامه تعویض سرنگ
-
مواضعنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن