ترجمه "proie" به فارسی
شكار, توده انباشته, دستخوش بهترین ترجمه های "proie" به فارسی هستند.
proie
noun
feminine
دستور زبان
-
شكار
Une femelle avec des petits est une proie plus facile.
اين مادر و بچه بزكوهي ، شكار كردن را راحتتر مي كنند
-
توده انباشته
noun feminine -
دستخوش
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- شكاركردن
- شکارگرى
- طعمه
- طعمه کردن
- قربانی
- معدن سنگ
- هدف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " proie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "proie" با ترجمه به فارسی
-
سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه
-
روابط شکارچی-شکار
-
اشکره · بچه دزد · دزد · پرندگان شکارچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن