ترجمه "propre" به فارسی
تمیز, پاک, خود بهترین ترجمه های "propre" به فارسی هستند.
propre
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Personnel [..]
-
تمیز
adjectivePas sale.
Vos mains sont-elles propres ?
آیا دستانتان تمیز است؟
-
پاک
adjectivePas sale.
Ils savent qu'une énergie propre est essentielle pour alimenter leur avenir.
و آنها میدانند که انرژی پاک برای داشتن آیندهای نیرومندتر، لازم و ضروری است.
-
خود
pronoun nounL'arrogance est l'art d'être fier de sa propre stupidité.
تکبر هنر مفتخر بودن به حماقت خود است.
-
ترجمه های کمتر
- استفاده نشده
- بافضیلت
- بجا
- جزئیات
- خاص
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- ضد زنگ
- عفیف
- مشخص
- ممتاز
- پاکدامن
- پرهیزکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " propre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "propre" با ترجمه به فارسی
-
خود پرستی · رتبه · شان · غرور · مقام · وقار
-
معاملهگر سهام
-
مقدار ویژه و بردار ویژه
-
مقدار خاص
-
معنای حقیقی
-
سرمایه · مايملك شركا
-
حقوق صاحبان سهام
-
زمان ویژه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن