ترجمه "puis" به فارسی
بعد, سپس, پس بهترین ترجمه های "puis" به فارسی هستند.
puis
conjunction
verb
adverb
Peu après ceci; suivant dans l'ordre chronologique.
-
بعد
noun adverbEt puis aussi je serais tout au fond de la mer.
و بعد اينم هست ، آم ، تو دريا خيلي باهات فاصله دارم.
-
سپس
adverbEt puis bien sûr, ils ont été utilisés par des extrémistes et des politiciens de l'autre bord.
و سپس البته کارتونها توسط افراطی ها و سیاستمدارها مورد سوءاستفاده قرار گرفتند.
-
پس
adjective conjunction noun adverbS’il ne tardait pas trop, le rédacteur pouvait effacer son travail en se servant d’une éponge humide.
اندکی پس از استفاده از این جوهر، شخص میتوانست با کمک اسفنجی نمدار نوشته را پاک کند.
-
ترجمه های کمتر
- اخر
- بعداز
- در جستجوی
- در صدد
- درپی
- مطابق
- پس از
- پشت سر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "puis"
عباراتی شبیه به "puis" با ترجمه به فارسی
-
توانایی بیماریزایی · كمويشناكي · نابيماريزايي · ويشناكي · گندزايي
-
tavânestan · ابر قدرت · امکان داشتن · باید · توانستن · تَوانِستَن · حلب کردن · رژیم · زندان کردن · قادر بودن · قدرت · قدرت داشتن · قدرت دنیوی · ملک · نجیب زاده · نما · وکالت نامه · کشور با قدرت · کشور بسیار قوی
-
قربونت
-
گرمای احتراق
-
پلوتونیم
-
زایشپذیری · ميزان تندش
-
قربونت برم
-
انتقال · تفویض اختیارات · واگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن