ترجمه "puits" به فارسی
چاه, چاهها, اصل وسرچشمه بهترین ترجمه های "puits" به فارسی هستند.
puits
noun
masculine
دستور زبان
Trou creusé dans la terre pour atteindre une source d'eau, d'huile, de saumure ou de gas.
-
چاه
nounEt donc c'est comme une sorte de puits d'où on tire l'énergie.
در نتیجه مثل یک چاه نفت کوچک است.
-
چاهها
Nos régions protégées sont nos puits de carbone.
مناطق حفاظت شده ما چاهها کربنی ما هستند.
-
اصل وسرچشمه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سر چشمه
- سرچشمه
- منبع خبر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puits " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "puits"
عباراتی شبیه به "puits" با ترجمه به فارسی
-
مسموم کردن سرچشمه
-
چاه آب
-
چاه گرانش
-
چاهسازی
-
چاه نفت
-
مبدل حرارتی زمینی
-
روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
-
روابط منبع-مقصد · مقصد متابوليكي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن