ترجمه "radiation" به فارسی
تابش, بجز, به استثنا بهترین ترجمه های "radiation" به فارسی هستند.
radiation
noun
feminine
دستور زبان
propagation d'énergie
-
تابش
noun feminineÇa a changé l'équilibre de la radiation sur toute la Terre.
این تعادل تابش کل سیاره را بر هم میزند.
-
بجز
noun -
به استثنا
noun
-
ترجمه های کمتر
- تابش الکترومغناطيسی
- تابش نوترونی
- رادیو تراپی
- پرتو درمانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radiation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "radiation" با ترجمه به فارسی
-
فشار تابشی
-
تابش یونساز
-
تابش · تابش الکترومغناطيسی · تابش نوترونی
-
تابش خورشیدی
-
تابش بينايي · نور
-
تابش · تابش الکترومغناطيسی · تابش نوترونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن