ترجمه "radio" به فارسی
رادیو, راديو, سخنپراکنی بهترین ترجمه های "radio" به فارسی هستند.
radio
noun
feminine
دستور زبان
Processus, équipement ou programmation impliqué dans la transmission et la reception de signaux sous forme d'ondes éléctromagnétiques. [..]
-
رادیو
nounCette radio ne marche pas.
این رادیو کار نمی کند.
-
راديو
nounAppareil émetteur et récepteur de radiocommunication [..]
J'écoute la radio toute la journée dans cette cabine.
تمام طول روز رو تو اين ماشين به راديو گوش ميدم.
-
سخنپراکنی
noun feminine -
میزان کننده
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Radio
Radio (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Radio" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Radio در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "radio"
عباراتی شبیه به "radio" با ترجمه به فارسی
-
الفبای آوایی
-
آر اف آی دی
-
گیرنده رادیو
-
ایستگاه رادیویی
-
رادیو سوا
-
رادیو انترناسیونال
-
موج رادیو
-
رادیوی عمومی ملی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن