ترجمه "rallumer" به فارسی
آتش زدن, برافروختن, روشن کردن بهترین ترجمه های "rallumer" به فارسی هستند.
rallumer
verb
دستور زبان
-
آتش زدن
verb -
برافروختن
verb -
روشن کردن
verbStefan et moi avons peut-être rallumé une veille flamme la nuit dernière.
احتمالاً دیشب من و استیفن آتش یک عشق قدیمی رو روشن کرده باشیم.
-
سوزاندن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rallumer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن