ترجمه "ranch" به فارسی
دامداری, مزرعه بهترین ترجمه های "ranch" به فارسی هستند.
ranch
noun
masculine
Large propriété foncière
-
دامداری
(Rires) sauce au bleu, ranch, vinaigrette, Mille-Îles et maison.
(خنده) پنیر آبی٬ دامداری٬ روغن و سرکه٬ سالاد هزار جزیره و سالاد خونه.
-
مزرعه
nounzone de paysage destinée à la pratique de l'élevage extensif du bétail
Tes moutons ont mangé la moitié de l'herbe sur mon ranch, Stark.
گوسفندهاي کوني تو نصف مزرعه من رو خوردن ، " استارک ".
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ranch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ranch" با ترجمه به فارسی
-
Ranch
-
دامداري · دامپروری گسترده
-
دامداري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن