ترجمه "ranger" به فارسی
مرتبسازی, دردسترس قرار دادن, سروسامان دادن به بهترین ترجمه های "ranger" به فارسی هستند.
ranger
verb
noun
masculine
دستور زبان
Rendre rangé ou organisé. [..]
-
مرتبسازی
noun -
دردسترس قرار دادن
verb -
سروسامان دادن به
verb -
مرتب کردن
verbVous voyez, voilà la chose merveilleuse dans l'idée de ranger l'art : c'est nouveau.
میبینید؟ جنبه ی اعجاب انگیز مرتب کردن هنر اینه که هیچ سنتی براش وجود نداره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ranger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ranger"
عباراتی شبیه به "ranger" با ترجمه به فارسی
-
نیویورک رنجرز
-
رنجرور
-
ردیف
-
ردیف
-
ردیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن