ترجمه "rayons" به فارسی
شعاع, میله چرخ, پره چرخ بهترین ترجمه های "rayons" به فارسی هستند.
rayons
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
شعاع
nounElle ont dû être déclenchées dans un rayon de deux pâtés de maison.
حتماً باید در شعاع دو چهارراه باشی تا بتونی منفجرش کنی.
-
میله چرخ
noun -
پره چرخ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rayons " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rayons" با ترجمه به فارسی
-
خان
-
ابریشم مصنوعی
-
پرتو ایکس
-
ميدان عمليات
-
شعاع اتمی
-
شعاع کووالانسی
-
اشعه گاما
-
کفتار راهراه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن